***
کال کال تو را مي خورم اگر قول بدهي که زود بيايي نارنگي !
***
از تو که گريختم آسوده بودم که ديگر نيستي تا بلند بلند دوستم بداري و من دروغت را بشنوم !
Sunday, May 15
***
يه روزي بعد از ظهر که جمعه نباشه يه کتاب مي نويسم به نام مکالمه هاي ذهني من و خودم به انگليسي ! اين قسمت به انگليسي بودنش که نمي دونم چه صيغه ايه منو کشته !
Friday, May 13
***
زود درها رو قفل کن پنجره ها رو ببند پرده ها رو بکش همه درزها رو بپوشان لحافي کلفت رويت بکش پنبه اي در گوشت کن چشمهايت را محکم ببند نفست را حبس کن و دهانت را ببند تا شايد که جمعه به درونت نفوذ نکند !
Thursday, May 12
***
هر نفسي كه مي رود رفته است ، و چون بر مي ايد ديگر اني نيست كه رفته است ! همچون تو .