اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابرِ که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه !
Friday, April 28
***
روزهایی پر از رعد چشمانی ابری عصرهایی که همه جمعه اند رویاهایی که فراموش شده اند عمری که مثل باد می گذرد و درس هایی که دیر می آموزی !
Sunday, April 23
***
من گم شدم ؟ توی این کوچه پس کوچه ها لب تاقچه ماه توی ناودون پر آب سر قبر سهراب توی دشت بی انتهای غم ته فریاد دریا زیر خاک سکوت روی ابرها توی غار تنهایی تو شهر رویا گم کرده ها توی پچ پچ باد میون آدمهای بدون کودکی