Monday, August 5

Etre ou ne pas etre
....C'est la question
خسته شدم،بس که دلم،دنبال يک بهونه گشت....

Sunday, August 4

تابستان يعنی:
دراز کشين زير آفتاب،
حس داغی آفتاب رو بدن
Sun Oil
مايو
Margirita با يه چتر توش
لباسهای رنگی
با دوستان،به بهانه های الکی خنديدن و خوش بودن
شب کنار دريا ،آتيش روشن کردن
به آسمون پر ستاره و ماه نگاه کردن
آهنگ خوب گوش دادن
و رويا بافتن....
And I'm Only Here
To Bring You Free Love
Let's Make It Clear
That,This Is Free Love
No Hidden Catch
No Strings Attached
!Just Free Love

!!One Of These Days,Gonna Bring,Some Hope To me
,Give me something I can hold
,Give me something to believe in
,I am frightened for my soul
,please, please
,Make love to me
, send love through me
!! heal me with your crime
به نگاهم،خوش آمدی!

Thursday, August 1




زندگی شايد افروختن سيگاری باشد،در فاصله رخوتناک دو هماغوشی!


وقتی که من بچه بودم،
غم بود،
اما ،
کم بود.
وقتی که من بچه بودم،
زور خدا بيشتر بود!