Tuesday, November 5

اميدوارم قلب ام بی آنکه ترک بخورد،تاب بياورد.
او مست ميکند
و مشت ميزند به در و ديوار
و سعی ميکند که بگويد
بسيار خسته و مايوس است.
او نااميديش را هم
مثل شناسنامه و تقويم و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار می برد.
و نااميديش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام ميکده گم ميشود.

Monday, November 4

تصليح

وقتی زير سيگاری ها را شستند و پاک کردند
ما سيگار کشيدن را ترک کرديم.
وقتی به ما گفتند که کتابهای مقدس،قمارکردن را از گناهان شمرده اند،ما ورقها را سوختيم.
با نخستين نسخه سرزنش آميز يک طبيب،
ما شرابخوری خوش شبهايمان را کنار گذاشتيم.
و چون داستان دستگيری بی کسان و يتيمان را در ساده ترين آيه های مذهبی خوانديم،
جيبهايمان را در دست اولين عابر فقير تکانديم،
و جامه هايمان را به دومين عابر برهنه بخشيديم.
و شنيديم که گفتند:
"خوشا به حال فروتنان و پرهيزگاران که شادی دنيا از آن ايشان است."
آنگاه،ابتدايی- برهنه - تهی- غمگين و سلامت رفتيم تا از رودخانه بگذريم،
رود طغيان کرد و همه ما در آب فرو رفتيم !

Sunday, November 3

مردها مثل همه اند،
زن ها مثل هيچکس
!
حنجره Bob Dylan
در کوچه های U.S
آيات اين مذهب را تلاوت می کند.

جمجمه ديرتر از ناف می سوزد،
جمجمه چه کرده است که ديرتر از ناف می سوزد؟؟
Nothing last forever
Even November rain
Deja-Vu




.Objects in the rear view mirror,appear closer than they are

Saturday, November 2



?How was your Holloween,by the way
گاهی خيلی نگران کلاغ های محلمون ميشم.
به نظر ميرسه خيلی غمگينند
و به شدت دچار روزمره گی !
قارقارشون هم خارج نوت، يکنواخت و بی انگيزه شده.

راستی اين همه کلاغ اينجا چيکار ميکنن؟