Monday, April 12

Location داخلی .
با يه خروار عشوه و غمزه جلو مياد .
- اوا ...شما نمی رقصيد ؟
- اون آهنگه هست که ميگه : تو زير دلمی .."
- اهم ..- لبخند -.. منظورتون "تو عزيز دلمی" ِ ؟
- آره همون ..اونو اگه بذارين ، براتون ترقص می کنم .

Sunday, April 11



ماهی ها
در سبد می ميرند
.

Saturday, April 10

پنجره باز است
آسمان آبی است
زمين سبز است
تويی که برهنه می دوی در دشت ؟

باران می بارد
رگبار آبی بی پايان ،
بر همه چيز سرازير است و از همه چيز سرريز می شود
تويی که برهنه می گردی در هوا ؟

شب است
خواب از چشمانم فرار می کند
فضای اتاقم را عطری پر کرده
سکرآور و لذت بخش .
تويی که برهنه می گردی در خانه ؟

Friday, April 9

شب هنگام
از فراز شبح خانه ها
نوای نرم و تاريک سوالی
آرام به درون اتاقم می خزد ،
و چون جويباری رام
در گوشم می خواند :
" آسودگی می خواستی
اکنون می دانی کجاست ؟؟ "

Thursday, April 8

تا چاقاله بادوم هست..چاقاله بادوم بايد خورد..

Wednesday, April 7

چاقاله بادوم بايد خورد .
پشت چراغ قرمز چاقاله بادوم بايد خورد.
چاقاله بادوم را نشسته بايد خورد .
سر کلاس با سه سير چاقاله بادوم بايد رفت .
با نمک زياد چاقاله بادوم بايد خورد.

چه کسی بود صدا زد
چاقاله بادومی يه !

Tuesday, April 6

Si Jeunesse Savait..Si Vieillesse Pouvait..

Monday, April 5

از دريای جنوب
تا دريای شمال
دلبر دلبرم
من بيشتر.
گاهی شادی
گاهی غم
گاهی ريتم موسيقی
گاهی ريتم طبيعت
يه عالمه چرا و اگر و شايد و کاشکی
يه مقدار ناخواسته
کمی هم " بود " ، که کاش " نبود " .
کمی هم " نيست " ، که کاش " هست "بود .
روزگار می گذرد .

Sunday, April 4

مهمانی سال نو ،
چه زود گذر بود .


04-04-04

Saturday, April 3



سگی می چرد ، شايد
!