Sunday, June 20

تو ، ووووزِلای زندگی من هستی

Thursday, March 4

دلم برای خودم تنگ شده

اون منی که بودم
اونی که به بهانه های ساده خوشبختی اش راضی بود
اونی که از گلِ نرگسی شاد میشد
واسه شاد بودنش آهنگی بس بود
غمش را از دل استکان عرقی ، لیوانی آبجو میشست
روزی بارانی ، بوی خاکِ نم خورده بس بود برای سبکبالی اش
رویا هایی داشت رنگی
و آرزوهایی دست یافتنی
و شب هایی
هووووم ، شب هایی که خودِ زنده گی بودند

دلم برای منی که بودم
برای خودِ خدا بیامرزم
تنگ شده

Wednesday, February 24

اس ام اس عبدالمالک ریگی میاد
اونوقت اس ام اس تو نمیاد

Wednesday, January 27

آدمها دو دسته اند :
اونهایی که ماشین شون مثل دوستشونِ و باهاش حرف می زنند
اونهایی که ماشین براشون فقط یک ماشینِ

Friday, December 4

شب کله پاچه ، بیارزد به بامدادِ پرعطش

Thursday, December 3

بسی دروغ شنیدم
در این سال سی

Monday, November 9

بسی فیلم دیدم
در این سال سی

Sunday, November 8

سرم شلوغ نیست ولی تو سرم شلوغ است

Saturday, October 31

هر کدوم ما هر روز در لباس صد نفریم
صبح به صبح قبل از بیرون رفتن
انواع و اقسام ماسک ها رو میزنیم
ما هر روز، هر کجا ، جلوی هرکس
آدم متفاوتی هستیم
آدم خوشبخت
آدم خوشحال
آدم بی غم
آدم بی تفاوت
آدم موفق
آدم فهمیده
آدم مهم
آدم ای که تنها نیست
آدم ای که دل تنگ نیست
آدم ای که دل شکسته نیست
آدم ای که آرزوهاش رو گم نکرده
آدم ای که حق اش تو گلوی دیگری گیر نکرده
....

همه این آدمهایی که ما هستیم
هر روز در هالووینی شرکت می کنیم
مثل امروز
و به همدیگه دندون هامون رو به نشانه لبخند نشان می دهیم

Friday, October 30

هشت هشت هشتاد هشت