Wednesday, November 3

پاييز ست
اينروزها
گاه پيرم ، گاه جوان
پير سپيده دمان ، جوان شامگاهان
چشمان بازم ، گاه زياد تر از خواسته ام مي بينند
مناظر ، هميشه دلپذير نيستند
ولي
خدا ، چرخ روزگار را مي چرخاند
و زندگي ، مي زايد هر روز
درونم نيلي ست
و تكه هاي پازل كمابيش سرِ جاي خود
امشب درياي دل آرام ست
و من
با پسربچه هاي دريا چشم و دريا بو
سنگ مي زنيم بر موجها .