Monday, February 16

- ول می کنم و ميرم.
ول می کنم و ميرم اين آسمونی رو که پر از ستاره است
ولی يکی اش هم مال من نيست .
آسمونی که گوش تا گوش ، ستاره هاشو پشت ويترين چيده
ولی وقتی دست دراز می کنی ، حتی يکدونه هم نمی تونی بچينی .
اين همه ستاره
توی اين آسمون سربی رنگ
مال هرکی هست
ارزونی خودش .
من همه اش رو برای شما ميگذارم و ول می کنم ميرم.
سهم من بی نسيبی است ، می دانم .
فقط برای مدتی ، يادم رفته بود .
حالا باز دوباره به يادم آمد .
و حالا وقتشه ..که ول کنم ، برم .

اينو و گفت و رفت.
....
من خيره به استکان چای سرد شده اش ،
با خودم فکر می کردم که بايد استکانُ خالی کنم و بشورم
و چايی تازه دم کنم.