Friday, September 3

ابر كپل
تو آسمون نيلگون
بهم گفت :
به جمعه سخت نگير .
اصلا هيچ چيز رو سخت نگير .
يكنفر آن بالا ،
همانجا كه هيچكس نيست ،
هست
كه همه را دست مي اندازد و تفريح مي كند .

تو هم تو اين بازي
سعي كني بازي كني
نه اينكه بازي داده شوي .
بهش گفتم :
هي تو
هي كپل ،
از اون بالا گفتن ابن حرفها آسونه داداش .
همچين يه ذره تو هم پيچيد و رنگش تيره شد
پريد دستش رو گرفت به ميله اتوبوس باد
و همينجور كه داشت دور مي شد داد زد :
گفتم سعي كن ..فكر مي كني چي شد كه من اين بالام و تو اون پايين ؟