Monday, June 9

کودکی روشن
که در تاريکترين مهتابی ماه
به دنيا می آيد .
اِم...
اومدم بگم که...
می خواستم بگم که....
؟!!؟ اِم...
يادم رفت !

?And i cant forget,i cant forget..But i dont remember what

Saturday, June 7

اگر روحيه کودکانه سرکش من تعليم داده شود
ديگر از من چه باقی می ماند؟

Wednesday, June 4






آخيش..گاهی اين آهنگ انقدر دلم رو خنک می کنه...
در کجای آخرين قدم ها
در کجای فراموشی
خانه ام را از دست دادم
و حرف هايم را
که ماه ، بی ترانه از تمام شب هايم گذشت ؟

حالا کنار آخرين قهوه تلخ
کنار همه فراموشی ها
به ياد آن صبح و شب
تمام کودکی هايم را به تو می سپارم
يعنی تمام روزهای آفتاب در آب
يعنی تمام روزهای ماه در چشم
يعنی تمام ديوارها را
که کودکان
عصرها بر آن آفتاب می کشند
و خانه ای ، کنار درختی.
يعنی تمام آمدنم را به تو می سپارم
به تو که امروز
نخستين قهوه تلخ را می نوشی
کنار آخرين قهوه تلخ.*
Beneath this chaos is a really big mess!

Tuesday, June 3




If not me,
Who?
If not now,
When?

Monday, June 2

- موضوع چيه؟
- نمی دونم
يک چيزی جا گذاشتم !
نه
يک چيزی سرِ جاش نيست !
نه
يک چيزی گم کردم !
نه
يک چيزی نيست !
نه
يک چيزی کمه !
نه
يک چيزی...
نه
نمی دونم...
شايد هيچی نيست .
پس چيه؟
چرا اين حس ولم نمی کنه ؟
چرا؟

Sunday, June 1