Monday, February 16

- ول می کنم و ميرم.
ول می کنم و ميرم اين آسمونی رو که پر از ستاره است
ولی يکی اش هم مال من نيست .
آسمونی که گوش تا گوش ، ستاره هاشو پشت ويترين چيده
ولی وقتی دست دراز می کنی ، حتی يکدونه هم نمی تونی بچينی .
اين همه ستاره
توی اين آسمون سربی رنگ
مال هرکی هست
ارزونی خودش .
من همه اش رو برای شما ميگذارم و ول می کنم ميرم.
سهم من بی نسيبی است ، می دانم .
فقط برای مدتی ، يادم رفته بود .
حالا باز دوباره به يادم آمد .
و حالا وقتشه ..که ول کنم ، برم .

اينو و گفت و رفت.
....
من خيره به استکان چای سرد شده اش ،
با خودم فکر می کردم که بايد استکانُ خالی کنم و بشورم
و چايی تازه دم کنم.

Saturday, February 14




Stupid Cupid keeps on calling me
But i see Nothing in his eyes

...
Happy... Valentine's Day !

Tuesday, February 10




موشهایی که گوشه های خوشبختی را می جوند
تارهای عنکبوتی که بدور روياها تنيده شده است
اسپری هایی که رایحهء طبيعت را در اطراف ما می پراکنند
شادی که به خود تزريق می کنيم
هیجانی که قرص قرص بالا می اندازيم
خنده هایی که همه ادای آن را خوب بلدند
- تمدن ما تمدن دسته خر پلاستیکی ست
هیچ چيزش طبيعی و صادقانه نيست . -

Saturday, February 7

مارمولک
مارمولکِ دوست داشتنی ای بود .

Friday, February 6



ای گوسفندان آسوده بخوابيد ، که گرگ بيدار است .
ای گوسفندان آسوده بچريد ، که گرگ هوشيار است.
ای گوسفندان فربه شويد ، که گرگ چالاک است .
ای گوسفندان تنها به اندازه قد علفها درک کنيد ، که گرگ تا ابرها می انديشد.
ای گوسفندان ، گوسفندانه زندگی کنيد ، که سايه گرگ بالای سر همه شماست !


Thursday, February 5

لعنتی خواب نيست که ، مرگ مغزیه !

Wednesday, February 4


rien n'est vraiment amusement, plus.

Tuesday, February 3

تنگِ غروب
دل آسمون سخت گرفته بود
من
با خاطره
بنشستم به بزم .
...
..
شب
با پياله های پياپی
پايان نمی گرفت .
هر جام
جام خاطره ای بود .
در دل هزار پرسش و
بر لب سکوتِ تلخ .
.....
پرسيد:
بی من چگونه ای لول ؟
گفتم :
ملول !
خنديد .
*

Monday, February 2

حال اين سخن نگفته بماند
- بهتر -

Sunday, February 1

سفر بخير نوار چسب عزيز !