من دیگه بچه نمی شم
دیگه باریچه نمیشم !
Saturday, March 11
Wednesday, March 8
این حال داد :
یک گنجشک داشته تو هوای سرد پرواز می کرده
از سرما یخ می زنه ، می افته زمین .
یک گاو داشته رد می شده ،
یک تاپاله گرم می اندازه روش !
گنجشکه گرم میشه ،
شروع می کنه به جیک جیک !
یک گربه صداشو می شنوه ،
میاد لیسش می زنه ، تمیزش می کنه
و بعد
می خوردش !
نتیجه داستان :
- هرکی بهت می رینه ، دشمنت نیست !
- هرکی از توی گه درت میاره ، رفیقت نیست !
- هر وقت تا خرخره تو گه فرو رفتی ، حداقل خفه شو ، جیک جیک نکن !
یک گنجشک داشته تو هوای سرد پرواز می کرده
از سرما یخ می زنه ، می افته زمین .
یک گاو داشته رد می شده ،
یک تاپاله گرم می اندازه روش !
گنجشکه گرم میشه ،
شروع می کنه به جیک جیک !
یک گربه صداشو می شنوه ،
میاد لیسش می زنه ، تمیزش می کنه
و بعد
می خوردش !
نتیجه داستان :
- هرکی بهت می رینه ، دشمنت نیست !
- هرکی از توی گه درت میاره ، رفیقت نیست !
- هر وقت تا خرخره تو گه فرو رفتی ، حداقل خفه شو ، جیک جیک نکن !
Sunday, March 5
Friday, March 3
عصرهای جمعه هایم پر است از دلهره های شنبه های نیامده .
ترس از هفته ای که می آید .
انگار که قرار است تمام تجربه های تلخ گذشته تکرار شود.
خسته و تلخ و غمگین و افسرده شدم
از بس ، خسته و تلخ و غمگین و افسرده هستم !
براستی چرا چنین است ؟
چرا آنکه سرنوشت مرا می بافد ، امسال انقدر بد می بافد ؟
چرا جمعه پر از شوق فرا رسیدن اتفاقات خوب نیست؟
- شوق ؟ -
چه کلمه فراموش شده ای !!
روز - روز
هر روز امسال
جمعه تلخ غمگین کثافتی بود .
یکسال پر از جمعه !
لعنت به امسال !
ترس از هفته ای که می آید .
انگار که قرار است تمام تجربه های تلخ گذشته تکرار شود.
خسته و تلخ و غمگین و افسرده شدم
از بس ، خسته و تلخ و غمگین و افسرده هستم !
براستی چرا چنین است ؟
چرا آنکه سرنوشت مرا می بافد ، امسال انقدر بد می بافد ؟
چرا جمعه پر از شوق فرا رسیدن اتفاقات خوب نیست؟
- شوق ؟ -
چه کلمه فراموش شده ای !!
روز - روز
هر روز امسال
جمعه تلخ غمگین کثافتی بود .
یکسال پر از جمعه !
لعنت به امسال !
Wednesday, February 22
Sunday, February 19
با خودم فکر می کنم
فرصتی دیگر به تو بدهم
پس سیگاری دود می کنم
تا انتهای این سیگار
اگر معجزه ای روی داد
تو را می بخشم .
تو به اندازه یک سیگار نزد من فرصت داری .
فرصتی دیگر به تو بدهم
پس سیگاری دود می کنم
تا انتهای این سیگار
اگر معجزه ای روی داد
تو را می بخشم .
تو به اندازه یک سیگار نزد من فرصت داری .
Friday, February 17
Wednesday, February 15
Life has betrayed me once again,
I accept that some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony,
and it's left me with a chem'cal dependency for sanity.
Yes, I am falling... how much longer till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?
I'm coming to an end,
I've realised what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control.
I accept that some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony,
and it's left me with a chem'cal dependency for sanity.
Yes, I am falling... how much longer till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?
I'm coming to an end,
I've realised what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control.
Friday, February 10
Subscribe to:
Posts (Atom)